اسكندر بيگ تركمان

666

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

باينطرف كاره باشند تاخت و غارت كرده دقيقهء فرونگذارند و عساكر نصرت نشان پذيراى فرمان گشته تا حسن قلعه سى كه ما بين قارص و ارزن الروم است تاخت و غارت كرده در لوازم خرابى و سوزانيدن علفزارها و غلات تقصيرى نكردند و تا دو سه هزار خانوار از ارامنه والوس و احشام كه در آن ولايت ييلاق داشته‌اند كوچانيده به اين طرف آورده بعراق فرستادند و مواشى و اغنام بسيار بدست عساكر ظفر شعار افتاده و تا قريب بيست هزار اسير غير ملت آوردند كه در ميانهء قزلباش شرف اسلام دريافتند و رايات نصرت آيات جاه و جلال با عساكر اقبال كه در موكب همايون مجتمع بودند در آنحدود توقف فرموده هر چند روز مكانى و منزلى دلكش خوش محل نزول اردوى كيهان پوى ميشد و منتظر ورود عسكر روم بودند كه چون قدم بدين ولايت نهند بنوعى كه مصلحت وقت باشد بمدافعهء خصم پرداخته آنچه مستور پردهء تقدير باشد بحيز ظهور آيد . بر دوربينان بساط آگهى پوشيده نماند كه در قانون سلسلهء عثمانى چنانست كه بهر طرف لشكر كشند بجهة ترفيه احوال سپاه در سيزدهم عقرب كه آن را قائم كونى مينامند يعنى روزى كه فوج داخل گلهء ميش مىشود در هر جا باشند عنان بصوب مراجعت انعطاف ميدارند كه قريب بتحويل جدى كه اول زمستان و شدت سرما و بارش برف است بمنازل خود رسيده باشند به جهت آنكه بقانون راه نيابد اين قاعده را از دست نميدهند و اگر پادشاه خود همراه باشد روز قائم كونى طايفه ينكچرى كه پياده‌اند و استعداد سفر كمتر از ديگر سپاه دارند علامتى را كه در برابر خيمه و خرگاه پادشاهى نصب مىشود از آنجا كنده بر عقب خرگاه پادشاه برده نصب مينمايند و اين حركت اشاره بدانست كه پادشاه مطلع گردد كه روز موعود و زمان مراجعت است و روز ديگر البته كوچ واقع مىشود و تغيير بدين قاعده راه ندارد و هرگاه در موكب پادشاه چنين باشد سردار لشكر خود بطريق اولى خواهد بود و اگر آن سردار بجهة حصول مقصود اراده چند روزه توقف نمايد ينكچريان تمكين نكرده طنابهاى خيمهء سردار را بشمشير زده خيمه را بر سرش فرود آورده جبرا و قهرا ميكوچانند و احدى بمنع ايشان قادر نيست . غرض از تمهيد اين مقدمه آنكه رايات فيروزى آيات تا هنگام پائيز در آن حدود خيام اقامت نصب نموده توقف داشت تا آنكه وقت اقامت صحرا گذشته هوا روى بسردى آورد و قائم كونى روميان نزديك شده جغال اغلى هنوز در صحراى موش بود بنابر قاعده و قانون عثمانى در اين سال آمدن او محتمل نبود و قرارداد خاطر اشرف آن بود كه در اين سال در هر جا مناسب باشد قشلاق نموده در اوايل بهار كه هنگام حركت لشكر هاست در هر جا از ييلاقات صلاح دولت قاهره باشد جمعيت نموده آماده پيكار دشمن باشند لهذا جمعى از امرا و قورچيان [ 464 ] و غلامان و تفنكچيان قدرانداز و عساكر نصرت طراز را در ركاب همايون نگاه داشته مابقى لشكريان اردوى ظفر نشان رخصت بازگشتن يافته اكثر مردم ايل و اويماقات روى بقشلاقات خود آوردند در اين اثنا خبر آمدن جغال اغلى بتواتر و توالى رسيده بتحقيق انجاميد و لهذا كارى نساخته خايب و خاسر بازگرديد چنانچه از سياق كلام آينده وضوح خواهد يافت و پرتوى از آن بر پيشگاه خاطر معركه آرايان مضمار سخن سرائى خواهد يافت .